درباره قضیه قمه زنی نظری متفاوت را عرضه بدارم . بدیهی
است خوانندگان گرامی میتوانند با نظراتشان نظر حقیر را
اصلاح یا تکمیل فرمایند / فعلا در صدد حکم شرعی این
موضوع نیستم ، البته اگر نظر تمام فقها بر حرمت بود طبعا به
خود اجازه ابراز نظر نمیدادم ولی از آنجائی که حتی بعد از
فرمایشات رهبری مراجعی هستند که نظرشان بر جواز است ،
جا برای بحث وجود دارد /
. همین جا بگویم : با کسانی که اساسا با عزاداری مخالفند یا بر
این باور غلطند که :( در روز عاشورا باید جشن گرفت چرا که
سید الشهدا به فوز شهادت و لقاءالله نائل شده است!) کاری ندارم
که بحث با آنها مجال دیگری را میطلبد . روی سخن من با
شیعیانی است که اصل عزاداری و حداقل برخی مصادیق آن
مانند به راه افتادن دسته جات سینه زنی در روز عاشورا را قبول
دارند
. تمام کارهائی که شیعیان در ایام محرّم مخصوصا روز
عاشورا به عنوان عزاداری انجام میدهند در راستای اظهار
حزن و تداعی صحنه های روز عاشوراست ، در حقیقت
خطیبان و مرثیه ثرایان درباره وقایع جانسوز عاشورا اکتفا
نمیکنند بلکه سعی میکنند در حد توان حوادث عاشورا به تصویر
بکشند و چشمها نیز همچون گوشها از مصائب سید الشهدا
سوگوار گردند. در بر سر و سینه زدن که بحمدلله کسی اشکال
نگرفته که مصداق عزاداری نباشد! زنجیر بر پشت زدن نیز در
حقیقت تداعی و به تصویر کشیدن تازیانه خوردن اسرای
کربلاست؛ زبان حال زنجیر زن این است که : ای کاش ما در
کربلا بودیم و به جای اسرا تازیانه ها را به جان میخریدیم . یکی
از کارهائی که قدیم بیشتر رسم بود و حتی برخی از علماء مقیّد
به انجام آن بودند، پابرهنه بودن در روز عاشورا بود؛ ای کاش
این رسم در بین هیئتهائی که در روز عاشورا بیرون میایند، جا
بیفتد. پابرهنه شدن نیز ترسیم پابرهنه بودن اسرای کربلاست ؛
کودکانی که از آتش خیمه ها به بیابانها فرار کردند و در آن
تاریکی شب اگر در حال دویدن خاری به پایشان میرفت از ترس
رسیدن دشمن به آنها نمیتوانستند آن را دربیاورند و خار به پا به
فرار ادامه میدادند . در بسیاری از مناطق و حتی شهرها رسم
است که روز عاشورا به سر و پیشانی گل میمالند ، این نیز
مصداق بارز عزادار بودن است چرا مادر جوان مرده ای که
بر سر قبر عزیزش میاید از شدت مصیبت خاک بر سرو صورت
میریزد علاوه بر این نشان دهنده خاک آلود بودن لباس اسیران
است ،در لرستان در روز عاشورا به تمام بدن درگل میروند ، همانطور که در تصویر
مشاهده میکنید که ظاهرا برای تشبه به خاک و خون غلطیدن شهدا باشد. در برخی مناطق عصر عاشورا مراسم خیمه سوزی برپا میگردد که یاد آور سوختن خیمه های آل الله در عصر عاشورا است و هر کس از نزدیک شاهد این صحنه بوده، میفهمد که دیدن آن چه تاثیر عجیبی در روح انسان دارد باز تاکید میکنم همه این کارها در راستای تشبّه به آن
مصیبت دیدگان حقیقی است . یکی از اعمال روز عاشورا که در
مفاتیح وارد شده آن است که : انسان از صبح تا عصر عاشورا
لب به آب و غذا نزند و هنگام عصر قدری تربت تناول کند
. شما این دستور را چگونه تحلیل میکنید؟ آیا مفهومی غیر از
شبیه سازی خود با اصحاب و اطفال را میرساند ؟ با ذکر این
مقدمه به اصل بحث یعنی توجیه عقلانی عمل قمه زنی
میپردازیم . آیا در عاشورا خونی ریخته نشد؟ آیا بدن و لباس
کسی به خون فرقش آغشته نگردید؟مگر در تعبیر از حماسه
کربلا نمیگوئیم )پیروزی خون بر شمشیر)؟ حال اگر من به
عنوان یک عزادار و کسی که میخواهد هم صحنه های عاشورا
را تداعی کند و هم اعلام دارد که : ( یا لیتنی کنت معهم) شمشیر
بر فرقم بزند ،| کار من غیر عقلانی است یا اعتراض
معترضین؟! بله کسی که علت و حکمت این کار را نمیداند، در
اعتراض بر من معذور است . او ممکن است اصل عزاداریها
را هم زیر سوال ببرد و بگوید : اینها دیوانه اند که به خاطر
حسینی که 1400 سال قبل که در بیابانهای کربلا کشته شده ، هر
ساله عزاداری میکنند! یا به قول ملای رومی (چقدر خبرها دیر
به اینها میرسد!). گفتم چنین شخصی در اعتراضش معذور است
ولی حرفم را پس میگیرم.چرا هیچ عاقلی با دیدن کار عجیبی از
شخصی حق ندارد قبل از تحقیق درباره علت آن ، قضاوت کند
. اگر ببینیم زنی در حال جیغ کشیدن و مو کندن و صورت
خراشیدن است ممکن است اول به عقل او شک کنیم و او را
دیوانه یا روانی تصور کنیم ولی آیا اگر بفهمیم فرزند دلبند او
را جلویش تکه تکه کرده اند ، آیا باز هم به خود اجازه میدهیم
او را روانی خطاب کنیم ؟ هرگز. آیا اگر بشنویم زنی سوار بر
محمل شتر بود و ناگهان پیشانیش را بر چوبه محمل کوبید به
حدی که خون از آن جاری شد، میتوانیم کار او را غیر عقلائی
بدانیم یا باید بپرسیم : دیدن چه صحنه ای او را که عقیله عقلاء
بود به انجام این کار وادار نمود؟ اشتباه نشود من نمیخواهم
بگویم:این روایت قطعی الصدور است . بلکه منظورم این است
که بر فرض صحت توجیه عقلانی دارد . حال اگر صبح عاشورا
عده ای از داغداران و عزاداران سیدالشهدا(ع) با پوشیدن لباس
سفید و بلندی همچون کفن ، به یاد فرق شکافته قمر بنی هاشم
واعلام آمادگی برای خون دادن و سر باختن در راه امام حسین
(ع) بر سر قمه بزنند تا خون بر صورت و لباسشان جاری
گردد، مستحق ملامتند؟ لازم به ذکر است که در فتوای فقها
جواز این کار منوط بر عدم اضرار گردیده است لذا اگر کسی در
این کار مهارت ندارد یا ممکن است از شدت جزع بر خود
آسیب جدی وارد سازد،نباید به این عمل مبادرت نماید. البته تا
کنون دیده یا شنیده نشده که کسی بر اثر قمه زدن دچار عفونت یا
مرگ شود بلکه زخم آن نیز به نحو عجیبی به سرعت بهبود میابد
و همه اینها حاکی از عنایات سید الشهدا(ع) به عزادارانش
میباشد. از برخی پزشکان نیز فوائدی طبی نیز برای اینکار
ادعا شده که چون در این امر تخصص ندارم به آن نمیپردازم.
ممکن است گفته شود که انجام این عمل در ملا عام دستاویزی
برای دشمنان شیعه و موجب وهن مذهب میگردد. در پاسخ به
این اشکال باید گفت: مگر اصل عزاداری را مسخره نکرده اند و
نمیکنند؟ مگر حج ما را مسخره نمیکنند؟مگر طواف دور کعبه
را به استهزاء نمیگیرند؟ مگر سر تراشیدن حاجیان را به سخریه
نمیگیرند؟مگر این آیه را نشنیده اید که :(لن ترضی عنک الیهود
ولا النصاری حتی تتبع ملّتهم)؟ اگر هم کسی بگوید: ما از
تمسخر باکی نداریم،ولی این کار باعث میشود دیگر کسی رغبت
به شیعه شدن ننماید و مردم از تشیع متنفر و زده شوند. جواب
این ایراد هم این است که : مگر حجاب مانع اسلام آوردن
دخترانی که تا دیروز عریان در ملا عام ظاهر
میشدند،نمیشود؟پس حجاب را حذف کنیم تا گرایشات به اسلام
بیشتر گردد! مگر قطع دست دزد و سنگسار زانی و قتل لواط
کار مردم را از اسلام متنفر و فراری نمیکند؟ پس اینها را هم از
دین برداریم. مگر سایتهای ضد دینی پر نیست از این امور؟ آیا
به صرف سوء استفاده دشمن میتوان این احکام را مصداق وهن
دین و مذهب به حساب آورد؟ چرا عادت داریم همیشه در برابر
تهاجم دشمن منفعلانه برخورد کنیم؟ چرا نمی آئیم با ابزار
تبلیغاتی که در دست داریم چهره ای عقلانی از دین و احکام آن
به مردم دنیا نشان دهیم؟آنها عمل پست و کثیف و نفرت انگیز
همجنسبازی را آنقدر زیبا و انسانی نشان دهند که سیاستمداران
دنیا به عضویت در انجمن همجنسبازان افتخار کنند! ولی ما از
توجیه عزاداری خود عاجز بمانیم؟! اگر آنها این اعمال را
خشونت و قساوت جلوه میدهند، چرا ما جنایات آنها در زندانهای
مخفیشان را بر ملا نکنیم و عکسهای آن را در سایتها منتشر
نسازیم؟ اگر عزاداری وهن دین است، جنایات آنها وهن انسانیت
است! در پایان اجازه میخواهم کمی به خط قرمز نزدیک شوم!
آیا ساز و آوازهای رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی موجب
وهن تشیع است یا عزت آن؟! آیا وضعیت حجاب بانوان در
پایتخت که حاصل عملکرد دستگاههای فرهنگی در سی سال
گذشته است موجب وهن مذهب است یا سرفرازی آن؟! آیا
سینمای ما مایه آبروی حکومت شیعه است یا شرمندگی؟! از یاد
نمیبرم که جناب حسن رحیم پور در یکی از سخنرانیهای
خود میگفت:شخصی لبنانی که با کلی آمال و آرزو برای اولین
بار به ایران آمده بود، وقتی با وضع ظاهری تهران مواجه شد
به من گفت:امام فرمودند که انقلاب را صادر کنید؛ ولی نگفتند
که همه اش را صادر کنید و چیزی برای خودتان باقی نگذارید
+ نوشته شده توسط بوی بهشت در دوشنبه هفدهم تیر 1387 و ساعت
18:56 |